عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

324

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

خطوط كهنوج 606 از كهنوج سعيد خان پنج خط جدا شده به جيرفت و جبال بارز مىرود و خط اوّل سيرش به شمال و خط اخير به وسط شمال سير مىكند . محض [ 356 ] ازدياد بصيرت بينندگان اين كتابچه شرح آنها را به‌طور اجمال مىنگارد . خط اول از كهنوج سعيد خان به زرچين مىرود و راهش رو به فراز و سنگلاخ سخت است و توپ را به هيچ وجه نمىتوان عبور داد و اطراف آن هم علوفهء اسبى درمشو و ناكرد - كه آن را هم اسب مىخورد - ممكن [ و ] علوفهء شترى هم بسيار است و در يسار آن كوه كلمرو سابق الذكر [ و ] شكار كوهى و خرس و پلنگ زياد است و از كهنوج تا زرچين چهار فرسخ . زرچين 607 زرچين مختصر چشمه‌سارى است متعلق به داد على سلطان كه معادل دويست اصله نخل در آنجا غرس نموده [ است ] و غير از اين معلوماتى ندارد و از آنجا تا گلوى سابق الذكر شش فرسخ و راهش جزئى سراشيب و سنگلاخ است و اطراف راه هم علوفه ممكن و آهو در آن جلگه نزديك به گلو بسيار است . شرح گلو و تحديد كردن خاك رودبار و جيرفت گذشت . دهنهء تنكارى 608 خط دويم از كهنوج سعيد خان به دهنهء تنكارى مىرود و راهش رو به فراز و جزئى سنگلاخ و اطراف آن جزئى علوفهء اسب و شتر ممكن و از كهنوج تا دهنهء تنكارى چهار فرسخ است و در يمين راه هم چشمه‌اى است شيرين و دهنهء كوه واقع و آبش به قدر مصرف يك اردو كافى است . از دهنهء تنكارى تا سه چهار فرسخ خطش جزئى سراشيب و سنگلاخ است و آهو و علوفه هم در اطراف آن جاده ممكن است و « سه چاه » هم اسمى بامسمّى و سه چاه است كه غالبا به عنوان قنات حفر كردن گمانه زده‌اند و بر حال خود مانده است . آب آنها شيرين و از نقطهء مزبور دو فرسخ بالاتر حوالى گلو و خاك جيرفت است .